از تشکل های کارفرمایی چه بخواهیم ؟*هادی حدادی*

بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۱۷ آذر ۱۳۹۵

آیا به عنوان مدیر یک شرکت یا یک بنگاه صنعتی در مورد وظایف تشکل صنفی صنعتمان در قبال سازمان ما اندیشیده ایم؟ به عبارت ساده تر ما باید از تشکل صنفی مان چه بخواهیم؟ نقش یک تشکل صنفی در مدیریت سازمان ما چیست؟

یک تشکل صنفی چه باری از روی دوش ما بر می دارد؟ در این محیط پر تلاطم و متغیر چه کمکی به ما می کند؟ چرا باید پول و منابع خود را صرف عضویت در این سازمان ها کنیم؟ این منابع اعم از پول، نیروی انسانی، اطلاعات، زمان و…صرف چه موضوعاتی می شود؟

ما می دانیم که :

 بدلیل پیچیدگی، تنوع، وسعت و سایر مشخصه های محیط بیرونی امکان مدیریت آن توسط شرکت ها وجود نداشته یا بسیار پرهزینه خواهد بود. لذا مدیران شرکت ها برای تأثیرگذاری و مدیریت محیط بیرونی خود از قبیل محیط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… دست به تشکیل یا عضویت در تشکل های صنفی یا به دیگر نام تشکل های اقتصادی می زنند. این سازمان ها با شناخت و درک نیازها، منافع و حقوق مشترک شرکت ها، تلاش می کنند با تجمیع منابع آنها از قبیل منابع مالی، انسانی، اطلاعاتی، زمان و… محیط بیرونی آنها را مدیریت نموده و فضای کسب و کار را سامان داده و اثرات و تبعات محیط بیرونی بر شرکت ها کاهش دهند.

در این راستا وظایف تشکل های صنفی در قبال شرکت های عضو چیست؟ لذا قصد دارم در ایم مقاله شناخت حداقلی را از وظایف تشکل های صنفی را بدست دهم.

  • تأثیرگذاری بر محیط بیرونی:تشکل ها به نمایندگی از اعضاء باید در جهت بهبود فضای کسب و کار محیط بیرونی از طریق نفوذ در مراجع سیاست گذاری و تصمیم گیری فعالیت کنند. آنها باید در این راستا قوانین و مقررات لازم را تدوین و در جهت تصویب و اجرای آنها اقدامات لازم را صورت دهند. لذا باید از روش هایی نظیر گفتگو، مذاکره، تبلیغات، اطلاع رسانی و…جهت متقاعد کردن مراجع سیاست گذاری و تصمیم گیری نظیر دولت، مجلس و…استفاده نموده تا منافع و حقوق اعضای خود را پیگیری نموده و از مراجع فوق امتیازات و مجوزهایی را جهت بهبود فضای کسب و کار خود اخذ نمایند.
  • جمع آوری، طبقه بندی و اطلاع رسانی اطلاعات صنعت: تشکل های اقتصادی موظفند اطلاعات محیط بیرونی سازمان ها که بر سازمان های عضو اثرگذارند و یا مورد نیاز آنها است را جمع آوری، طبقه بندی و منتشر نمایند. این اطلاعات شامل اطلاعات محیط نزدیک سازمان ها نظیر اطلاعات مالی، بازاریابی، منابع انسانی، تکنولوژی و… می شود. این اطلاعات که نشان دهنده وظعیت صنعت در حوزه های مختلف است نقش بسیار زیادی در شناخت سازمان ها از محیط نزدیک خود به خصوص محیط رقابتی دارد.
  • تنظیم صنعت :این وظیفه ابعاد مختلفی دارد. برای مثال در جوامعی که نقش دولت در عرصه اقتصادی زیاد است این تشکل ها بهتر است وظیفه تنظیم گری بازار را خود بر عهده گیرند. در جوامعی که صنعت مربوطه قدرت رقابت با محصولات خارجی تهدید آمیز را ندارد، این تشکل ها می توانند با تعامل با دولت تعرفه ها و عوارض را متناسب با کاهش تهدیدات تنظیم نمایند. جلوگیری از انحصار و رقابت مخرب نیز می تواند جزو وظایف این سازمان ها تلقی شود. استخراج اطلاعات بازار نظیر سهم بازار، میزان رقابت و… نیز می تواند کمک مهمی برای سازمان ها بوده و از ورود محصولات به بازارهای اشباع شده جلوگیری نماید و از هزینه های احتمالی و هدر رفتن منابع جلوگیری کند.

طبیعی است غیر از تنظیم بازار وظایف تنظیمی دیگری نیز از قبیل تنظیم کیفیت محصولات و خدمات، تنظیمات تکنولوژیک، تنظیمات روابط کار و… بر عهده تشکل های اقتصادی می باشد.

  • شناخت و اطلاع رسانی فرصت ها و تهدیدها :تشکل های اقتصادی موظفند بطور مستمر محیط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… را تحت نظر داشته، تهدیدها و فرصت های صنعت را مورد شناسایی و تحلیل قرار داده و راه کارهایی را آماده و از طریق دولت و اعضاء جهت بهبود وضعیت پیگیری و اجراء نمایند.
  • خدمات :تشکل های اقتصادی می توانند با طراحی و ارائه خدمات گوناگون چه بصورت مستقیم و چه بصورت غیرمستقیم بوسیله عقد قرارداد با مؤسسات و شرکت های گوناگون بسیاری از نیازمندی های سازمان های عضو خود را برآورده نموده و کاهش هزینه های عملیاتی قابل توجهی را برای شرکت های عضو به ارمغان آورند.
  • جلب مشارکت و هم افزایی :تشکل های اقتصادی با طراحی ساختارهای سازمانی مشارکتی با به اشتراک گذاری اطلاعات، دانش و تجربه های شرکت های عضو، هم افزایی کم نظیری را در صنعت خود شکل داده و به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک شایانی نمایند.

 

0

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها: